|
یک حرف . . .
هزارسختی اگر بر من آید آسان است....که سفر دراز نباشد به پای طالب دوست.... تو دوستان را به دشمنان می نمایی.. درویشان را غم و اندوه دهی...بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی،از خاک آدم کنی و چندان احسان به وی کنی..سعادتش بر سر دیوان کنی و به فردوس اورا میهمان کنی،مجلسش روضه رضوان کنی..نا خوردن گندم با وی پیمان کنی و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی.آنگه اورا زندان کنی و سالها گریان کنی... جباری تو کار جباران کنی،خداوندی تو کار خداوندان کنی..تو عتاب و جنگ همه با "دوستان" کنی.. الهی!
ای دور از نظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر..ای دلیل هر برگشته و ای راهنمای هر سرگشته.. ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده هر اواره..ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده...
دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده...
الهی!
یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو در میان سر و جان...
الهی!
آنچه ما خود کشتیم به بر میار و آنچه تو کشتی آفت ما از آن بازدار...
الهی!
از غافلانیم..نه از کافرانیم...
نگهدار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم....
الهی!
تو بر رحمت خودی و ما بر حاجت خویش... توانگری و ما درویش...
+ نوشته شده در ساعت 12:55  توسط : : سید هادی : :
|
|