|
خداوندا!
هرکس را آتش در دل است و این بیچاره را در جان از آنست که هرکس را سروسامانست و این درویش بی سروسامان است... موجود نفسهای جوانمردانی... حاضر دلهای ذاکرانی... نزدیکتر از جانی... گفتم صنما...مگر که جانان منی...؟
اکنون که همی نگه کنم جان منی...
الهی! اگر از دوستانم ، حجاب بردار... واگر مهمانم ، مهمان را نیکو دار...
الهی! در ملکوت تو کمتر از مویم.... این بیهوده تا کی گویم...؟
+ نوشته شده در ساعت 14:0  توسط : : سید هادی : :
|
|